
معلم
همه چیز از دانش آموزان
روش های تدریس
مدرسه
علمی-آموزشی
دانلودکتاب الکترونیک
تشویق و تنبیه
تقلب
خاطرات معلمان
گالری تصاویر مدرسه و دانش آموز
مدیر مدرسه
شعر
استرس
مدرسه گریزی
آیا می دانستید؟
افت و پیشرفت تحصیلی
خاطرات دانش آموزان
والدین گرامی
مطالب جالب و آموزنده
زندگی نامه شاعران
زندگی نامه دانشمندان
زنگی نامه شهدای فرهنگی
ضرب المثل
نام های اصیل ایرانی
آموزش و پرورش
مطالعه
روانشناسی کودک
احادیث تعلیم و تربیت
معرفی کتاب
آشنایی با کشورها
داستان های بسیار زیبا
خواص میوه ها و غذاها
اخبار و حوادث
تصاویر زیبا و جالب
پزشکی
مطالب خنده دار
مقالات کامپیوتر
کاریکلماتور
کاریکاتور
ورزشی
اجتماعی
ترفندستان
موبایل
پیامک عاشقانه
پیامک جک و خنده دار
پیامک سرکاری
پیامک های مناسبتی
بیوگرافی هنرمندان ایرانی
آموزش نرم افزار
آموزش سخت افزار
آموزش ویندوز
آموزش شبکه و اینترنت
زندگي نامه پيامبران وائمه
داستانهای قرآنی
آموزش کمک درسی
مقالات تاریخی
مدل لباس
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
معلم طلايه دار ايمان ، عشق ، ادب ، اخلاق و نزاکت است . هر حرکت او از چشمان تيزبين و معصومانه ي شاگردانش مخفي نمي ماند . او بايد مظهر اعتماد ، وقت شناسي ، وفاي به عهد ، صفا و صميميت و راستگويي باشد ، ، تا جواناني شجاع ، مودب ، راست گفتار ، وطن دوست و عاشق مردم پرورش دهد .

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

زنگ تفریح، هم زنگ تفریح های قدیم. وسط های کلاس که می شد گوشها را تیز می کردیم و گوش به زنگ صدای زنگ بودیم. یک بار وسط کلاس، اشتباهی زنگ خورد، بچه ها مثل فشنگی که از تفنگ در کرده باشند از کلاس بیرون پریدند. و در یک چشم بهم زدن کلاس مثل سر بی موی دبیر تاریخ جغرافی مان خالی شد. بچهها اين فرصت طلايی را كه به ندرت اتفاق میافتد، حاضر نبودند از دست بدهند. اما شيرينی اين اتفاق هنوز بيخ دندانمان درست مزه نكرده بود كه سر کلهی دو ناظم مدرسه با تركههای يك متر و نيمشان، پیدا شد تا ما را به زبان خوش!! به سمت کلاسها هدایت کنند. ولی نه توپ و تشر ناظمها راه به جایی می برد و نه ترکههای بلند یک متر و نیمیشان دانش آموزی را به کلاس درس هدايت میكرد. بچهها در غیب شدن دست اجنه را از پشت بسته بودند. یکی از دانش آموزان مانند گربه از درخت چنار گوشه حیاط مدرسه بالا رفته و مثل کلاغ روی یکی از شاخه های آن نشسته بود.
حياط دبيرستانی كه در آن درس میخوانديم بسيار بزرگ بود و دور تا دور آن، جوی آب پهنی قرار داشت كه در دو طرف جو درختان چناز و تبريزی و سپيدار كاشته بودند. يكی از ناظمها كه متوجه دانشآموز روی درخت شده بود، كرهخر گويان با تركه به او اشاره كرد و به طرف درختی كه دانشآموز بخت برگشته روی آن بود خيز برداشت. ولی از جوی آب غافل مانده بود، تعادلش را از دست داد و به درون جوی آب در غلطيد. ترس، صدای خندهها را فرو میخورد. و هريك از بچهها تلاش میكرد به نحوی جلوی خندهی خود را بگيرد.
با افتادن ناظم به جوی آب زنگ تفريح ادامه پيدا كرد ولی دانشآموزی كه از درخت بالا رفتهبود سه روز تمام پشت در دفتر مدرسه ايستاده بود و از زحمت كلاس رفتن خلاص شده بود.
خداحافظ برای همیشه
تلاش برای برکناری عادل فردوسی پور از مجری گری برنامه ورزشی نود
اگر می خواهید جذاب باشید
بخشش
تصاویری از کوتاه کردن مو با آتش
کربلا
آيا ناصر عبداللهي كشته شده است؟
پيشگويى وقايع آخرالزمان از زبان امام علی(ع)
داستاني بسیار زيبا
6 تکنیک طلائی برای کنترل احساسات
خواستن و رسیدن فقط و فقط اراده ما فاصله است
جستجو و پاک نمودن اتوماتیک فولدرهای خالی در ویندوز
شناگر بي دست و بي پا
7 توصیه برای سرما نخوردن
