
معلم
همه چیز از دانش آموزان
روش های تدریس
مدرسه
علمی-آموزشی
دانلودکتاب الکترونیک
تشویق و تنبیه
تقلب
خاطرات معلمان
گالری تصاویر مدرسه و دانش آموز
مدیر مدرسه
شعر
استرس
مدرسه گریزی
آیا می دانستید؟
افت و پیشرفت تحصیلی
خاطرات دانش آموزان
والدین گرامی
مطالب جالب و آموزنده
زندگی نامه شاعران
زندگی نامه دانشمندان
زنگی نامه شهدای فرهنگی
ضرب المثل
نام های اصیل ایرانی
آموزش و پرورش
مطالعه
روانشناسی کودک
احادیث تعلیم و تربیت
معرفی کتاب
آشنایی با کشورها
داستان های بسیار زیبا
خواص میوه ها و غذاها
اخبار و حوادث
تصاویر زیبا و جالب
پزشکی
مطالب خنده دار
مقالات کامپیوتر
کاریکلماتور
کاریکاتور
ورزشی
اجتماعی
ترفندستان
موبایل
پیامک عاشقانه
پیامک جک و خنده دار
پیامک سرکاری
پیامک های مناسبتی
بیوگرافی هنرمندان ایرانی
آموزش نرم افزار
آموزش سخت افزار
آموزش ویندوز
آموزش شبکه و اینترنت
زندگي نامه پيامبران وائمه
داستانهای قرآنی
آموزش کمک درسی
مقالات تاریخی
مدل لباس
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
معلم طلايه دار ايمان ، عشق ، ادب ، اخلاق و نزاکت است . هر حرکت او از چشمان تيزبين و معصومانه ي شاگردانش مخفي نمي ماند . او بايد مظهر اعتماد ، وقت شناسي ، وفاي به عهد ، صفا و صميميت و راستگويي باشد ، ، تا جواناني شجاع ، مودب ، راست گفتار ، وطن دوست و عاشق مردم پرورش دهد .

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

این مزاحم ها همیشه و همه جا وجود دارند تاجاییکه حتی گاهی دیگر حضور آنها را متوجه نمی شویم. جسم و فکر ما طی فرایندی که سازگاری حسی نامیده می شود، با این تجاوزها و مزاحمت ها خو گرفته است. درواقع، ما نسبت به این دردها بی حس شده ایم. اما چه از آن آگاه باشیم و چه نباشیم، این دردها کماکان وجود دارند و ما را اذیت می کنند.
همین سال پیش این جمله را بارها و بارها از دوستان و اطرافیانم شنیده ام: "واقعاً دیگر بریده ام. احساس می کنم دیگر چیزی برای ارائه دادن به کسی ندارم."
حرف های نومیدی. این حرفها نشاندهنده این است که این مردها و زن ها، مثل میلیونها آدم دیگر، دربرابر این آزارها و مزاحمت ها مغلوب شده اند. این افراد، که به اندازه کافی از این مزاحمت ها، به خودشان تعطیلی و استراحت نداده اند، دربرابر تاثیرات بسیار زیاد آن آسیب پذیر شده اند. و چه دوست داشته باشید و چه نداشته باشید، حالا مجبورند که کاری که همه این مدت نکرده بودند را انجام دهند: یعنی باطریشان را از نو شارژ کنند.
رویکرد بهتر این است که منتظر نمانید تا وضعیتتان به این حد حاد شود. اما چطور؟ در یک دنیای کامل، همه می توانند به یک مرکز معنوی رفته و در آنجا مدتی تنها باشند (گرچه در یک دنیای کامل چنین نیازی وجود نخواهد داشت). درواقع، فقط زمانی می توانید ناهنجاری این سروصداها و مزاحمت ها را عمیقاً درک کنید که برای مدتی در یک مکان ساکت و آرام زندگی کنید.
اوقاتی را که من خودم در سکوت مطلق می گذراندم و تنها با خودم و افکارم و صدای طبیعت ارتباط داشتم، واقعاً جوانی و سرزندگی را به من برمی گرداند. آن زمان بود که می توانستم به طور واقعی، لذت زندگی را تجربه کنم.
حتی موقع غذا خوردن در اتاقی که بقیه هم تمرین سکوت می کنند، من سعی می کردم غذایم را آهسته تر بجوم و نسبت به طعم و ظاهر آن دقت و حساسیت بیشتری داشتم. هر فعالیتی—کتاب خواندن، پیاده روی، حمام کردن—را با توجه و دقت بیشتری انجام می دادم. منظورم از این آگاهی از این زمان خاص است که مکان و زمان حضور من را کامل می کند. واقعاً چه نعمتی است.
اما متاسفانه پنج روز سکوت در ماه برای ما خیلی واقعبینانه نیست. اما حتی یک روز پیاده روی در سکوت کنار دریا یا در جنگل هم چندان قابل انجام نیست.
پس چه باید کرد؟ تنها راه چاره این است که با مدیتیشن این آرامش و سکوت را برای خودتان ایجاد کنید.
تحقیقات و مطالعات بسیار زیادی نشان داده است که مدیتیشن راهی بسیار عالی برای کاهش یا حتی از بین بردن عواقب جسمی استرس است. مدیتیشن اگر به طور مداوم و منظم انجام شود، ضربان قلب و تنفس را پایین آورده و سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند. این تمرینات حتی می تواند بیماری هایی مثل دیابت و ورم مفاصل، اضطراب و افسردگی، میگرن و وسواس را نیز بهبود بخشد.
برای خیلی از افراد، کلمه مدیتیشن تصاویری از راهبان بودایی را در نظر مجسم می کند که چهار زانو و بی حرکت برای ساعت ها و یاحتی روزها روی زمین می نشینند. اما مدیتیشن حتماً نباید اینقدر عجیب و غریب باشد تا تاثیر بگذارد. من خودم شخصاً فواید بسیار زیادی از 15 تا 20 دقیقه مدیتیشن (تلاش برای متمرکز کردن ذهن) در روز می برم. گاهی اوقات چهار زانو و گاهی اوقات دوزانو روی زمین می نشینم، خیلی وقت ها هم عادی روی صندلی می نشینم اما همه تلاشم این است که محلی را برای اینکار انتخاب کنم که به ساکت ترین شکل ممکن باشد.
اول چشمهایم را می بندم و چند نفس عمیق می کشم (سعی می کنم این تنفس از راه بینی باشد، چه دم و چه بازدم) و به این ترتیب پروسه ریلکسیشن را کم کم شروع می کنم. بعد سعی می کنم تمرکزم را روی تنفسم متمرکز کنم—به داخل و خارج رفتن هوا و نقاطی از بدنم که این هوا با آنها برخورد می کند. هر از گاهی تمرکزم برهم می خورد و فکری مشغولم می کند. به محض اینکه متوجه این مسئله شوم، به آرامی سعی می کنم دوباره روی تنفسم متمرکز شوم. حتی بعد از گذشت 15 دقیقه وقتی چشمانم را باز می کنم، شدیداً آرامتر شده ام و برای مواجهه با چالش های آن روز آماده هستم.
البته راه های مختلف دیگری هم برای مدیتیشن وجود دارد. مثلاً خیلی از افراد سعی می کنند توجهشان را روی نقطه ارتباط دست هایشان متمرکز کنند، خیلی های دیگر به یک شیء ثابت خیره می شوند. افراد دیگری هم برخی صداهای خاص که مانترا نامیده می شود را تکرار می کنند. وجه اشتراک همه این روش ها همان تمرکز است. وقتی به تمرکز رسیدید، حتی برای چند لحظه، آنوقت اهمیت آن را متوجه می شوید.
تمرکز می تواند همیشه و همه جا با شما باشد. پس حتی اگر سروصداهای اطراف هم وجود داشته باشد می توانید با تمرکز خودتان را در جزیره ای زیبا و آرام تجسم کنید و 5 دقیقه آرامش خودتان را بگذرانید.
خداحافظ برای همیشه
تلاش برای برکناری عادل فردوسی پور از مجری گری برنامه ورزشی نود
اگر می خواهید جذاب باشید
بخشش
تصاویری از کوتاه کردن مو با آتش
کربلا
آيا ناصر عبداللهي كشته شده است؟
پيشگويى وقايع آخرالزمان از زبان امام علی(ع)
داستاني بسیار زيبا
6 تکنیک طلائی برای کنترل احساسات
خواستن و رسیدن فقط و فقط اراده ما فاصله است
جستجو و پاک نمودن اتوماتیک فولدرهای خالی در ویندوز
شناگر بي دست و بي پا
7 توصیه برای سرما نخوردن
